رد شدن و رفتن به محتوای اصلی

پست‌ها

از آرشیو

نقادی در برابر آکادمیسم

مانیفستی کوتاه درباره‌ی نقادی و آکادمیسم نوشته‌ی تگ گالاگر ترجمه‌ی وحید مرتضوی

چرا این مدِ روز شد که بگوییم فیلم‌ها را «می‌خوانیم»؟ یکی نُت‌ها را می‌خواند؛ یکی موسیقی را می‌شنود. یکی ممکن است ضمن شنیدن، نُت‌ها را نیز بخواند؛ اما این‌دو دو کُنش متمایزند. هیچ راهی برای خواندن یک فیلم وجود ندارد، آن را می‌بینیم و می‌شنویم. خواندن و شنیدن/دیدن در واقع متضادند. به‌قولِ ژان میتری «رمان روایتی است که یک جهان را بنا می‌کند؛ اما فیلم جهانی است که یک روایت را بنا می‌کند». هضم‌کردنِ سینما و موسیقی یک کُنش استتیک است، با خصلتی مستقیم و گذرا که به‌هیچ عنوان در زمان خواندن وجود ندارد. ممکن نیست که بشود یک فیلم را خواند. «خواندن» فیلم‌ها از سی‌سال پیش مُد شد. کم‌وبیش از وقتی که نشانه‌شناسی اعلام کرد هر چیزی نشانه‌ای است که بر چیزی غیر از خود دلالت می‌کند. در نتیجه چیزها با ویژگی تعویض‌پذیر اکتسابی‌شان تعریف شدند. و بعد نشانه‌شناسی به ژانرها، سنت‌ها و ایدئولوژی‌ها تبدیل شد، به سیستمِ نشانه‌ها، به «زبان». یکی از پیشگامان «تاریخ‌گرایی»، بندتو کروسه، یکصد سال پیش نسبت به چنین گرایشی نه گفته بود. در زبان حقیقی…

آخرین پست‌ها

سینمای ۲۰۱۷

فرشتگان تباه‌شده - داگلاس سیرک