از منظر، به نظاره، به ناظر

 

لویاتان (لوسین کستینگ-تیلور و وِرنا پاراول، 2012) – ½****

 

با شروع به عنوانِ یک مستند، اما ختم‌شدن به تجربه‌ای آبستره، از آن تجربه‌ها که گویی استن براکیج با قلم نگاتیوهایش را حکاکی و یا ویلیام ترنر بر بوم ثبتشان کرده است،

با به هم ریختنِ تعریف‌های سنتی و تئوریک، از جمله میانِ روایت‌ و ناروایت، میانِ فرمِ مستند و انتزاع،

با مدد گرفتن از تکنولوژیِ روز، با کاشتنِ انبوهی دوربینِ کوچک اینجا و آنجا، در آن گوشه‌ها که دوربینِ متصل به تنِ انسانی نمی‌توانست رصدشان کند، و از این طریق، در معنایی استعاری، با سلب‌کردنِ POV انسانی و بخشیدنِ POV به همه‌چیز (موج‌های آب، پرندگانِ کوچک، کشتی، مرغِ دریاییِ گیرافتاده روی عرشه، …)،

با حرکت میانِ ‌انبوهی از این ‌POVها، و از این طریق با پرتابِ ما به رودررویی با یک «کل»، با یک جهان در ابعادِ خرد و کلان،

با یکی‌کردنِ تجربه‌ی حضور، مشاهده و احساس، با به‌ هم ‌آمیختنِ منظر و نظاره و ناظر،

لویاتان در نهایت آن فیلمی می‌شود که در معنای راستینِ کلمه «سینما» را از نو بازتعریف می‌کند و هم‌پای آن تصور و تجربه‌ی ما را نیز در مواجهه با آن.

 در موردش بیش از این حرف خواهیم زد.

 

نظرات

  1. سلام
    من شانس این رو داشتم که این فیلم رو روی پرده ببینم. فیلم به طرز حیرت انگیزی میخکوب کننده بود ولی مطم،نم که اگه در اسکرین کوچک می دیدم، این تاثیر رو نداشت. این یه نوع ضعف به حساب میاد یا اساسا مثل این می مونه که آدم موسیقی رو با کیفیت پایین گوش بده و در اینجا کیفیت مقصره و نه آهنگساز.

    پاسخحذف
  2. سلام
    تریلرش که واقعا مسحور کننده بود.حتما خود فیلم/مستند چندین برابر بهتره.
    این مستند الان روی پرده است یا به صورت DVD/BLUE-RAY اومده تو بازار؟؟؟چون هر چی گشتم لینک دانلودی ازش پیدا نکردم.

    ممنون

    پاسخحذف
  3. من روی پرده‌ی سینما دیدم. نه هنوز DVD اش منتشر نشده.

    پاسخحذف
  4. اگر درخت زندگیِ ترنس ملیک بر روی شانه‌های سینما با تمامیت تاریخیت و زبانش ایستاده باشد، لوایاتان روی شانه‌های درخت زندگی ایستاده است. دوربین رقصان ملیک اگر مخاطب را بدل به عنصری جدایی ناپذیر و پویا از جهان فیلم می‌کند. دوربین لوسین کستینگ ــ تیلور و ورنا پاراول بی‌رحمانه تمامی آنچه در صحنه‌ی فیلم‌برداری حضور دارد را به جایگاهی فراتر از ابژه‌های صرفا قابل مشاهده بدل می‌کند. شکار، شکارچی، ناظر و حتی امواج خروشان دریا همه‌گی به عنوان بخشی از بدنه‌ی فیلم با اجزاء دیگر، با مضمون و حتی با شمای مخاطب وارد دیالوگ می‌شود. مخاطب این بار تجربه‌ای فراتر از پاره‌ای از فیلم شدن را تجربه می‌کند. برای اولین بار می‌توان گفت مخاطب حتی می‌تواند بر ساختار فیلم به معنای واقعی کلمه تاثیر بگذارد. لوایاتان نکته‌ی اوجی برای سینمای تجربی و مستند است! چنین پدیده‌ای، مواجهه با چنین پدیده‌ای بی‌شک تجربه‌ای ست که لحظه به لحظه تاریخی قابل ثبت و اندیشه دارد و خواهد داشت!

    پاسخحذف
  5. جالب است که کارگردان شعر (در آستانه) احمد شاملو را هم تیتر زده است!!

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. عنوان متن از من بود نه از کارگردان!

      حذف

ارسال یک نظر

پست‌های پرطرفدار